تبلیغات
مهدویت - اندیشة انتظار و جهانی‌شدن

مهدویت

اندیشة انتظار و جهانی‌شدن

چكیده

مسألة «انتظار ظهور» و «جهانی شدن» از موضوعاتی است كه امروزه مورد توجه اندیشمندان درحوزة مطالعات دینی- سیاسی است؛ به همین دلیل، در فرهنگ و ادبیات معاصر، از این عصر، با عنوان «عصر انتظار» و «عصر جهانی شدن» تعبیر می‌شود.

بررسی رابطة انتظار ظهور منجی موعود با مسألة جهانی شدن، موضوعی است كه این مقاله به طرح و بررسی آن پرداخته است. نگارنده، ضمن تبیین ماهیت، ویژگی‌ها و آثار كاربردی اندیشة انتظار، ضرورت جهانی‌سازی نظریة مهدویت و انتظار را مطرح كرده است. سپس با اشاره به بایسته‌های جهانی‌سازی اندیشة انتظار، به بررسی مقوله جهانی شدن و تعامل و همسازی آن با موضوع مهدویت پرداخته و برنقش راهبردی و بسترساز موضوع جهانی‌شدن در جهانی‌سازی نظریة مهدویت و انتظار، تأكید كرده است.

كلید واژه‌ها: انتظار، ظهور، اندیشة انتظار، جهانی‌شدن، جهانی‌سازی، نظریه، راهبرد، گفتمان.

درآمد سخن

موضوع «انتظار منجی» و مسألة «جهانی‌شدن»، از مقولاتی است که در حوزة مباحث مربوط به آینده‌نگری و مطالعات راهبردی، مدت‌ها است توجه صاحب نظران معاصر را به خود جلب نموده است.

این بحث، قطع نظر از جنبه‌های عام و فراگیر آن که وجه مشترک میان پیروان همة ادیان است، در حوزة تفکر شیعی و مهدویت به طور خاص، دارای اهمیت ویژه است که بررسی جنبه‌های نظری و ابعاد کاربردی قضیه، می‌تواند در فهم و تبیین اهداف و چشم‌انداز آینده در نظریة مهدویت و انتظار ظهور، کمک كند و فضای فکری جهان معاصر را برای درک ابعاد این تفکر الهی مساعد سازد. آنچه در این خصوص بیش از همه حائز اهمیت است، تبیین رابطة بحث انتظار ظهور با موضوع جهانی‌شدن و بررسی آثار و پیامد‌های این بحث است.

پرسش اساسی که در این خصوص مطرح است این است که اندیشة انتظار ظهور، به حسب مفهوم و ماهیت، با موضوع جهانی‌شدن چه نسبتی دارد؟ آیا میان نظریة انتظار ظهور و آنچه امروزه از آن با عنوان پدیدة جهانی‌شدن تعبیر می‌شود، قرابت و پیوندی وجود دارد یا نه؟ آیا میان این دو موضوع، رابطة تعاملی و همسویی بر قرار است یا این‌که با هم در تقابل و تعارض هستند؟ به عبارت دیگر، آیا می‌توان مسألة جهانی‌شدن را زمینه و راهبرد اندیشة ظهور تلقی كرد و جریان جهانی‌شدن را وسیله و بستر کارآمد برای جهانی‌سازی نظریة مهدویت دانست یا این‌که بحث جهانی‌شدن، اساساً در تضاد با این تفکر قرار دارد؟

در این مقاله، نگارنده باهدف کنکاش و دستیابی به پاسخ این پرسش مهم، كوشیده است ضمن تبیین ماهیت و ابعاد هرکدام از این دو مقوله، به بررسی رابطة میان این دو موضوع بپردازد و آثار کاربردی این بحث را به منظور شناخت وظایف امروز و تعیین راهبرد آینده، مورد توجه قرار دهد.

انتظار

مفهوم

کلمة «انتظار» مصدر ثلاثی مزید از ریشة (ن ـ ظ ـ ر) است. این واژه و مشتقات آن در منابع لغت، به معنای چشم دوختن، با تأمل نگاه گردن[1] نظاره‌گر بودن، توقع امری را داشتن و مراقب بودن،[2] آمده است.

انتظار، به معنای مطلق چشمداشت و چشم به راه بودن، فی نفسه ارزش ذاتی ندارد؛ بلکه این چشم به راهی و انتظار، باید با توجه به موضوع آن مد نظر قرار گیرد که به تناسب متعلق خود، دارای ارزش متفاوتی خواهند بود.

در اصطلاح روایات منقول از امامان معصوم علیه السلام ، کار‌برد کلمات «انتظار» و «منتظر» نوعاً با واژه‌های «ظهور» و «فرج»، قرین و همراه است و مراد از آن، معنای اخص کلمه یعنی چشم به راه بودن و توقع داشتن ظهور منجی موعود حضرت مهدی علیه السلام ، در آخر الزمان است؛ انتظاری است که به وسعت همه تاریخ بوده و ریشه در جان همه انسان‌ها دارد و هیچ انتظار دیگری به خاک پای این انتظار سترگ نمی‌ارزد.

ماهیت

در فرهنگ شیعی، اصطلاح انتظار، دارای مفهوم و ماهیت کاربردی است که رفتار خاصی از آن نشأت می‌گیرد. در این تعریف، انتظار، صرفاً چشم به راهی ناشی از یک حالت روحی ـ روانی معمول و متعارف نیست؛ بلکه ناشی از یک اعتقاد درونی و برانگیزاننده است که به بیرون سرایت می‌کند و عمل می‌انجامد.

رابطة این باور قلبی با اقدام عملی، چنان استوار و مستحکم است که در روایات، این باورداشت درونی، یک رفتار و عمل معرفی شده و بلکه «افضل الاعمال» نام‌گذاری شده است. دلیل این امر، این است كه این باور درونی، چنان در انگیزش اراده و خواست انسان منتظر، کارساز و نقش‌آفرین است که ذهن او را به سوی آن هدف مورد انتظار، جهت می‌بخشد و باور او را در راستای تحقق آنچه در انتظار آن است، به عزم و اراده تبدیل می‌کند.

در فرهنگ شیعی، انتظار، یک مفهوم دینی و ارزشی است که نگرش انسان به شرایط گذشته و حال را به چشم انداز آینده پیوند می‌دهد. این مفهوم دینی و اسلامی، یک مفهوم هدایت‌بخش و برانگیزاننده است که رفتار‌های جهتمندی را در پی دارد و به تصمیمات و اقدامات عملی اصلاح گرایانه در عرصه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می‌انجامد.

جوهرة اصلی انتظار در تفکر شیعی، اعتقاد و ایمان قلبی، به حتمیت ظهور مصلح جهانی حضرت مهدی موعود علیه السلام  و دخالت مستقیم این باورداشت در نگرش‌ها و رفتار‌های فردی و اجتماعی انسان منتظر در رابطه با سرنوشت و آیندة او است. تا هنگامی که ما دخالت مستقیم و نقش تأثیرگذار این اندیشه و باورداشت را در ساختار ذهنی، اسلوب اندیشه، شیوه زندگی وچگونگی حال و آینده خود، در جایگاه یک واقعیت نپذیریم و آن را در حیات فردی و اجتماعی خود به یک جریان فکری و رفتاری تبدیل نكنید، هرگز به آثار پربرکت این تفکر دست نخواهیم یافت؛ بنا‌براین، نخستین قدم در این راستا، آن است که درک درست و تصور صحیحی از این مفهوم ارزشی و اسلامی داشته باشیم، تا به اهمیت آن پی ببریم.

از تأمل در روایاتی که به موضوع انتظار و الزامات آن پرداخته است، به روشنی در می‌یابیم که در فرهنگ شیعی، انتظار، صرفاً یک مفهوم ذهنی و دانستنی نیست که در لغتنامه‌ها و کتابخانه‌ها، سراغ آن را بگیریم؛ بلکه یک مفهوم کاربردی و سازنده است که در متن زندگی سیاسی و اجتماعی خود ‌باید آن را جست و جو كرد. در اندیشة شیعی، انتظار، یک تفکر جریان ساز و هویت‌بخش است که چگونه بودن و چگونه زیستن را برای ما تعریف و جهت‌گیری کلی حرکت جامعه به سوی آینده را تعیین می‌کند. مهم آن است که با تأمل و نگرش صحیح به روایات و دستور‌العمل‌های عصر غیبت و انتظار، جنبه‌های کاربردی این تفکر را استخراج و در زندگی فردی و اجتماعی خویش به‌کار بندیم.

اگر می‌بینیم در احادیث و روایات، این همه از فضیلت و ارزش انتظار و ارج گذاری منتظران، سخن به میان آمده و از انتظار ظهور مهدی علیه السلام ، با عناوین و اوصافی چون برترین عمل،[3] بافضیلت‌ترین عبادت،[4] بالا‌ترین جهاد در راه خدا،[5] محبوب‌ترین عمل در پیشگاه الهی،[6] هم‌سنگ بودن با شهادت و به خون طپیدن در راه خدا،[7] در رکاب حضرت قائم  علیه السلام  بودن،[8] در حال پیکار با دشمنان و شمشیر زدن در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله[9] و دیگر تعابیری که هرکدام، با عنایت و حکمت خاصی بیان شده است، همه و همه از ارتباط و پیوستگی این باور درونی با عملکرد بیرونی و رفتارهای سازمان یافتة فردی و اجتماعی انسان منتظر، حکایت دارد.

دلیل این امر نیز روشن است؛ زیرا این تشبیهات ویکسان‌سازی- چه از نظر درجات ذاتی و چه از نظر دریافت اجر و پاداش- بدون وجه تشبیه و وجود سنخیت، حتی از نظر یک فرد عادی، معقول و موجه نمی‌باشد، تا چه رسد به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیه السلام ؛ بلکه به حکم عقل نیز، این همسانی و مشابهت، مستلزم نوعی یکسانی و همانندی است که باید در انسان منتظر پدید آید، تا در پرتو این مشابهت و سنخیت، چنین شخصی با آن سردار به خون‌طپیدة راه خدا، همرنگ و همسان شود.

ویژگی‌ها

«انتظار» به معنای عام آن که ناشی از خوش‌بینی جریان کلی نظام طبیعت و سیر تکامل تاریخ و اطمینان به آینده است، امری فطری و همگانی است و برای هر قوم و پیروان هر آیینی وجود دارد؛ اما انتظار ظهور، با مفهوم و محتوای خاص شیعی آن، دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که آن را از سایر رویکرد‌ها، متمایز می‌كند. این ویژگی‌ها، متعدد و گوناگون است که هر کدام، از ابعاد مختلف، قابل بررسی است. این جا به سه ویژگی مهم و اساسی انتظار ظهور مهدی علیه السلام ، اشاره می‌كنم:

الف. گستره: انتظار ظهور منجی موعود، از نظر گسترة زمانی، دامندار‌ترین آموزة دینی- تاریخی است که تمام قلمرو تاریخ را اعم از گذشته، حال و آینده، در برمی‌گیرد. آیات 105 سورة انبیأ،[10] و 55 سورة نور[11] شاهد این فراگیری تاریخی است.

ب. جذبه: ویژگی دیگر انتظار ظهور مهدی موعود علیه السلام ، جذبة روزافزون و کشش فوق‌العادة این آموزة الهی و قرآنی، در گذر زمان است. این ویژگی که متأسفانه تا حدی مغفول مانده و کمتر بدان توجه می‌شود، موجب شده است انتظار ظهور در فرایند تاریخ، چنان شورانگیز و عشق‌آفرین باشد که نه تنها مثل دیگر رویکرد‌های تاریخی، دچار روز‌مرگی، تکرار، ملالت، کهنگی و فرسودگی نمی‌شود؛ بلکه هر روز، بر افروخته‌تر، جذاب‌تر و تابنده‌تر از گذشته، جلوه‌گری می‌کند و صفوف مشتاقان و منتظران امروز و فردا، افزون‌تر و پر صلابت‌تر از دیروز و گذشته‌اند.

این جذبه و اشتیاق، به حدی است که حتی دوران حضور اولیای معصوم قبل از آن حضرت را نیز شامل می‌شود؛ لذا امامان معصوم علیه السلام  نیز ضمن این‌که نگاه مردم را به سوی یگانة دوران معطوف كرده‌اند، خود نیز این علاقه و اشیاق خود به آخرین ذخیرة الهی را ابراز نموده‌اند. وقتی یکی از یاران امام صادق علیه السلام  از به دنیا آمدن حضرت قائم علیه السلام  می‌پرسد، حضرت، در پاسخ می‌فرماید: «نه»؛ سپس این جمله را می‌افزاید: «اگر او را درک می‌کردم، سراسر عمرم را به خدمت‌گذاری او می‌پرداختم»[12]. در روایت دیگر، این جملة زیبا از زبان مبارک حضرت سید الشهدأ‌ علیه السلام  نیز نقل شده است.[13]

سرّ این همه شور و شیدایی، آن است که آن موعود الهی، همچنان که خود، تجسم همة انبیا و اولیای الهی است، ظهور او نیز تجلیگاه تمام نیکی‌ها و تحقق‌بخش همة آرمان‌ها و آرزو‌های دور دست بشریت است.

ج. عظمت: بشر در جریان زندگی، به طور طبیعی دارای انتظارات و اهداف گوناگون ‌است که در بسیاری از موارد، حیات فردی و اجتماعی، به تحقق و استمرار این انتظارات، وابسته است. در این میان، ویژگی انتظار ظهور مهدی علیه السلام ، این است که این انتظار، علاوه بر گستردگی و جذابیت آن، ماهیتاً چنان بزرگ و با عظمت است که سایر انتظارات بشری به هر اندازه که بزرگ و با اهمیت باشد، در مقایسه با آن، بسی ناچیز و بی مقدار است؛ زیرا این انتظار، چنان سترگ و فراگیر است که همة انتظارات مقدس و انسانی را در بر داشته و پوشش می‌دهد. انتظار ظهور مهدی، انتظاری است که در طول تاریخ، پیامبران الهی علیه السلام ، آن را نوید داده‌اند و بشریت، قرن‌ها و نسل‌ها، در آرزوی چنین روزی نشسته است، تا شاید وعدة الهی فرا رسد و همة آرزو‌های بلند و دیرین انسانیت، به بار نشیند.

از نظر جایگاه اعتقادی نیز، انتظار ظهور مهدی علیه السلام  از چنان عظمتی بر خوردار است که در روایات، قرین اصول و قواعد اساسی دین، نظیر توحید و نبوت، ذکر شده است. وقتی یکی از اصحاب امام باقر علیه السلام ، از دیانتی می‌پرسد که مورد پذیرش خداوند متعال باشد، حضرت، پس از ذکر شهادت به توحید و ایمان به نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله و اعتراف به وحیانی بودن قرآن و اقرار به ولایت امامان اطهار علیه السلام ، می‌فرماید: «و انتظار ظهور قائم ما اهل بیت علیه السلام ، که خداوند برای ما دولتی قرار داده است كه هر گاه بخواهد، آن را محقق خواهد كرد»[14].

در حدیث دیگر، ابو بصیر از امام صادق علیه السلام ، نقل می‌کند که فرمود: «آیا می‌خواهید شما را خبر دهم از آنچه که خداوند بدون آن، هیچ عملی را از بندگانش نمی‌پذیرد؟»[15]؛ بعد ضمن بر شمردن دیگر اصول و مبانی دین انتظار قائم علیه السلام  را برشمرد،[16] یعنی انتظار قائم علیه السلام  جزء مبانی دین و شرط پذیرش اعمال است.

تأکید بر قرابت و هم ردیفی انتظار قائم علیه السلام  با دیگر اصول اعتقادی دین اسلام، بیانگر عظمت و جایگاه رفیع مسألة انتظار، در ساختار اعتقادی دین است؛ همان گونه که به نص قرآن کریم،[17] دین و دیانت منهای ولایت، نا‌تمام است، همچنین دین و اسلام منهای انتظار مهدی  علیه السلام ، فاقد ارزش و مقبولیت خداوندی است.

انتظار مهدی علیه السلام ، انتظار تحقق همة خوبی‌ها است. در این انتظار، بشریت، چشم به راه است تا آنچه را که بر اساس فطرت پاک خدایی، در آرزوی آن بوده و هیچ‌گاه به صورت کامل به آن دست نیافته است، به دست آورد. چنین انتظاری، به همان میزان که بزرگ و عظیم است، اقتضائات و بایسته‌های متناسب خود را می‌طلبد.

 

نظرگاه‌ها دربارة ماهیت جهانی‌شدن

در این خصوص به طور عمده، سه دیدگاه متفاوت با سه رویکرد متفاوت به چشم می‌خورد كه این‌جا صرفاً در حد طرح بحث، بدان اشاره می‌شود:[26]

1. دیدگاه پروژه: عده‌ای به این مسأله، نگاه بد‌بینانه دارند و دست كم دربارة اهداف طراحان این بحث، با بدگمانی می‌نگرند. این عده، بحث جهانی‌شدن را طرحی سیاسی می‌دانند که به صورت برنامه‌‌ای سازمان‌یافته و غیر علنی، از سوی اراده‌های پنهانی قدرت‌های سلطه، برای اهداف استعماری در سطح جهانی طراحی شده است. از نظر آنان، این بحث، ماهیتاً ساختگی است که راهبرد اعلام نشدة قدرت‌های بزرگ، در پس آن، نهفته است. براساس این تحلیل، در ظاهر، آنچه مطرح می‌شود، صحبت از یکپارچگی جهانی و سهولت تعامل و ارتباطات است؛ ولی واقع مسأله، این است که این موضوع پوششی، برای اجرایی شدن برنامة «جهانی‌سازی» با هدف «آمریکایی سازی» یا دست کم «غربی سازی» از سوی نظریه‌پردازان غربی برای تحمیل سلطة سیاسی ـ فرهنگی غرب بر جهان، طراحی شده است. در این نگاه، «جهانی‌شدن» یک عنوان صوری است که ماهیتاً ابزار کارآمد برای اهداف راهبردی جهان غرب تلقی می‌شود.

2. دیدگاه پروسه: در مقابل، جمعی دیگر، به موضوع «جهانی‌شدن» با نگاه مثبت می‌‌نگرند و آن را یک فرایند طبیعی رو به تکامل جامعه بشری می‌دانند. از نظر آنان، این روند، یک سیر طبیعی و قهری است که خارج از اختیار و انتخاب افراد است. در این روند، کشورها و ملت‌ها به تدریج به سوی هم‌گرایی و وحدت قطب‌ها و تمرکز تصمیم‌گیری‌‌ها به پیش می‌روند. سرعت تحولات در این روند از یک‌سو و تنوع نیازها و گستردگی حوزه تعاملات اجتماعی از سوی دیگر و رشد تکنولوژی و صنعت از سوی سوم، همه و همه چنین رویکردی را اجتناب‌ناپذیر می‌نماید به گونه‌ا‌ی که حرکت بر خلاف آن یا نادیده‌انگاشتن آن، به معنای حرکت بر خلاف مسیر آب و مساوی با شکست تلقی می‌شود.

طبق این برداشت، «جهانی‌شدن» یک روند تدریجی دارای فرایند تاریخی است که سیر تحولات صنعتی و شهر‌نشینی و نیز پیشرفت تمدن رو به آینده، پیامدهای گریز‌ناپذیر خود را در پهنة حیات انسانی بر جای خواهد گذارد و در نتیجه، همه فاصله‌‌ها و دیوار‌ها و مرزهای جغرافیایی، زبانی، نژادی و… خواسته یا نخواسته برچیده خواهد شد.

3. دیدگاه میانه: دیدگاه مطرح در باب جهانی‌شدن، دو دیدگاه متضاد پیشین است و مقابل این دو دیدگاه (افراطی و تفریطی) دیدگاه سومی به نام دیدگاه میانه (دست‌كم از دید نگارنده) هنوز به طور روشن و شایسته تبیین نشده است؛ ولی می‌توان در این‌باره، دیدگاه وسط و واقع‌بینانه‌تری را مطرح كرد، با این تحلیل که جهانی‌شدن نه یک فرایند صرفاً طبیعی است و نه یک پروژة صرفاً سیاسی و تصنعی؛ بلکه جهانی‌شدن یک پدیده است در عین این‌که ماهیتاً یک روند فراگیر طبیعی تدریجی توقف‌ناپذیر است؛ اما این روند طبیعی در همراهی و تداوم راه خود، از عوامل بیرونی، عمیقاً تأثیر می‌پذیرد؛ لذا نقش عوامل سیاست، فرهنگ و اقتصاد را، در نحوة شکل‌گیری، سرعت و کندی و استقامت و انحراف این روند، نمی‌توان نادیده انگاشت.

بایسته‌های جهانی‌سازی اندیشة ظهور

آنچه مطرح شد، نگرش تحلیلی به ظرفیت‌های بحث جهانی‌شدن برای جهانی‌سازی اندیشة ظهور در نگاه کلان بود؛ اما با توجه به نقش جوامع انسانی در نحوة شکل‌گیری و جهت‌دهی این فرایند، تحقق این مهم، روش‌ها و بایسته‌های خاص خود را می‌طلبد که در جای خود، به بررسی بیشتری نیاز دارد. این‌جا به چند مورد مهم اشاره می‌كنیم:

1. معرفی هویت دینی و تبیین اصالت فکری فرهنگی و اندیشة شیعی درجهان.

2. درک توانایی‌ها و قابلیت‌های جهانی اندیشة مهدویت و تفکر شیعی.

3. توجه کافی به ضرورت‌ها و شناخت راهکارهای جهانی‌شدنِ این تفکر الهی.

4. موقعیت‌شناسی با توجه به شرایط زمان و مکان.

5. نقش‌آفرینی جهان تشیع به‌ویژه حوزه‌ها و مراکز علمی در بازشناسی و ترویج اندیشة انتظار ظهور.

6. دشمن‌شناسی و برآورد دقیق ضعف‌ها و بن‌بست‌های موجود .

7. استفاده از روش‌ها و تکنیک‌های جنگ روانی و علمی فرهنگی، متناسب با امکانات و اقتضائات زمان.

8. طرح بین المللی گفتمان ظهور منجی، با اهدافی این‌چنین:

الف. بررسی ویژگی‌های جامعه آرمانی موعود.

ب. بررسی ویژگی‌های منجی موعود.

 ج. بررسی دیدگاه ادیان مختلف در رابطه با موضوع منجی‌گرایی و   موعود‌شناسی.

د. معرفی و تبیین ویژگی و برتری‌های اندیشة مهدویت در مقایسه با دیگر نظریات.

این‌ها، موضوعاتی است که توجه کافی به آن‌ها در عصر جهانی‌شدن، زمینه را برای جهانی‌سازی و درک اندیشة نجات‌بخش مهدویت هموار می‌كند. آنچه ضرورت دارد، این است که اولاً، مبانی و اصالت این تفکر، بازشناسی و تبیین شود. ثانیا، ابعاد، جامعیت وجذابیت اندیشة ظهور منجی در تفکر شیعی، برای جهانیان معرفی گردد.

اندیشة مهدویت، در جایگاه هستة مرکزی تفکرشیعی، این مکتب را- دست كم در عرصة مباحث نظری و معرفتی- در موقعیت فوق العاده ممتازی قرارداده و به دلیل کارآمدی و برخورداری از چنین پشتوانه غنی فکری، قدرت مانوردهی تفکر شیعی را در مصاف با فرآورده‌های فکری دشمنان، به شدت افزایش داده و تفوق و برتری آن را تضمین كرده است.

شناسایی عنصر رهبری (منجی موعود) ولزوم مدیریت معصومانة جامعة بشری، مهم‌ترین شاخصة اندیشة ظهور منجی است؛ به همین دلیل، تا زمانی که بشر معاصر، خسارات جبران‌ناپذیر خلأ حضور رهبری الهی از صحنة تصمیم گیری را درک نكند و عمیقاً به این باور نرسد، هیچ راهبرد سعادت‌آفرین دیگری را فرا‌روی خود، نخواهد یافت.

در چنین وضعیتی به نظر می‌رسد، عملیاتی كردن اندیشة «ظهور» و طرح جهانی این ایده مبنی برضرورت شکل‌گیری«حكومت عدل جهانی مهدوی» در جایگاه اساسی‌ترین نیاز انسان معاصر، می‌تواند پاسخگوی خلأ كنونی باشد؛ زیرا قرار دادن این طرح در مدار گفتمان جهانی، زمینه‌های فکری ضرورت چنین تبدُّلی را، در اذهان پدید خواهند آورد و انظار عمومی را از اندیشه‌های متزلزل و نامتوازن، به سوی یك اندیشة عقلانی، فطری و جامع‌نگر، سوق خواهد داد.

 بدون شک اگر این تفکر الهی با روش‌های کارشناسانه و علمی در اختیار انسان‌های تشنة حقیقت، قرار داده شود، خرد جمعی انسان‌های پاک‌اندیش را به سوی خود معطوف خواهد كرد و تأثیرات عمیق و ثمر‌بخشی را به دنبال خواهد داشت.

 این تحلیل، بر این بُن‌مایه و استدلال استوار است که اصولاً شاخص‌های مطرح در این طرح، همچون «عدالت جهانی»، «صلح جهانی»، «امنیت همگانی»، «رفاه عمومی»، «رشد و بلوغ فکری»، «تعالی وكرامت انسانی» و… اصول و آرمان‌های گم‌شده‌ای است که همواره وجدان‌های بشری طالب آنند. به راستی كدامین انسان را می‌توان یافت كه تشنۀ عدالت و امنیت نباشد یا آرزوی رفاه وآسایش را در دل نپروراند یا در پی رشد و بالندگی نباشد یا به ترقی و کمال و سعادت، عشق نورزد؟ به همین دلیل، در شرایط مساعد فکری، خرد جمعی نمی‌تواند به گزینش آنچه با سرنوشت حال و آیندة انسان‌ها تعلق دارد، دغدغه مند نباشد. .

نتیجه

1. موضوع «جهانی‌شدن» ماهیتاً یک جریان طبیعی است که روند تدریجی اجتناب‌ناپذیری را می‌پیماید.

2. عوامل بیرونی (اراده‌های جمعی) در چگونگی این روند، نقش جدی دارد، به همین دلیل، راهزنانی در کمین آن، طمع‌ها و آرزوها پرورده‌اند.

3. توجه به ضرورت‌ها و آسیب‌های این روند و نیز نقش‌آفرینی به موقع در جهت هدایت صحیح آن، از مهم‌ترین وظایف شیعه و به طور خاص، دولت اسلامی است.

4. باید رویکرد به مسألة «جهانی‌شدن»، نه با عنوان تهدید بلکه؛ عنوان یک فرصت کلان تمهید‌ساز، مورد اقبال جهان تشیع قرار گیرد، تا بتوان با استفاده از سیر جهانی‌شدن، آهنگ حرکت به سوی ایدة حکومت واحد جهانی اسلام را سرعت بخشید و نظریة سیاسی شیعه را به نظریة برتر جهانی تبدیل كرد.


 



[1]. «النظر، الانتظار: تأمل الشئ بالعین»، (صحاح الجوهری، ج2، ص830).

[2]. «یقال: نظرته وانتظرته إذا ارتقبت حضوره» (تاج العروس، ج7، ص539).

[3]. «افضل اعمال امتی انتظار الفرج»؛ الامامة و التبصرة، ص21؛ کمال الدین، ص644؛ مناقب آل ابی طالب، ج3، ص344. (در برخی از احادیث، در صدر این جمله، عبارت: «افضل اعمال شیعتنا…» ذکر شده است. ر.ک: کمال الدین، ص377).

[4]. «افضل العبادة انتظار الفرج»؛ کمال الدین، ص287؛ بحار الانوار، ج52، ص125.

[5]. «‌افضل جهاد امتی انتظار الفرج‌»؛ تحف العقول، ص38؛ بحار الانوار، ج74، ص141.

[6]. «احب الاعمال الی اللّه عزّ وجلّ انتظار الفرج»؛ عیون الحکم و المواعظ، ص93.

[7]. «المنتظر لأمرنا کالمتشحّط بدمه فی سبیل اللّه»؛ الخصال، 626؛ کمال الدین، ص645؛ شرح الاخبار، ج3، ص560؛ تحف العقول، ص115؛ معجم احادیث الامام المهدی  عجل الله تعالی فرج الشریف ، ج3، ص75.

[8]. «کمن کان فی فسطاط القائم عجل الله تعالی فرج الشریف ‌»؛ المحاسن، ج1، ص173؛ کمال الدین، ص644؛ بحار الانوار، ج74، ص126.

[9]. «المنتظر للثانی عشر منهم کالشاهر سیفه بین یدی رسول الله صلی الله علیه و آله یذب عنه»؛ الغیبة النعمانی، ص92؛ کمال الدین، ص335- 647؛ الصراط المستقیم، ج2، ص228.

[10]. (وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ)؛ ما در کتاب زبور بعد از ذکر ]‌=‌تورات‌[ نوشتیم: که حتما بندگان شایسته‌‏ام را وراثت و حکومت بر زمین خواهم داد».

[11]. (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ)؛ خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادند، وعده مى‏دهد که قطعاً آنان را حکمران روى زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آن‌ها خلافت روى زمین را بخشید، و دین و آیینى را که براى آنان پسندیده، پا برجا و ریشه‌‌دار خواهد ساخت و ترس آن‌ها را به امنیّت و آرامش مبدّل مى‏کند؛ آنچنان که تنها مرا پرستیده و چیزى را شریک من نخواهند ساخت. و کسانى که پس از آن، کافر شوند، آن‌ها فاسقانند».

[12]. «ولو ادرکته لخدمته ایام حیاتی»؛ الغیبة النعمانی، ص 252؛ بحار الانوار، ج51، ص148؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج3، ص385.

[13]. موسوعة کلمات الأمام الحسین علیه السلام ، ص786؛ شرح احقاق الحق، ص589.

[14]. «…و انتظار قائمنا فان لنا دولة اذا شاء الله جاء بها»؛ الکافی، ج2، ص23؛ الأمالی الصدوق، ص179؛ جامع احادیث الشیعة، ج1، ص430.

[15] . «اَلا اخبرکم بما لا یقبل اللّه عزّ وجلّ من العباد عملاً اِلاّ به».

[16]. «…والأنتظار للقائم عجل الله تعالی فرج الشریف »؛ الغیبة، ص207؛ بحار الانوار، ج52، ص140؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج3، ص417.

[17] (الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا)؛ امروز روز] ابلاغ امامت امیرالمؤمنین علی علیه السلام درغدیرخم[، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را آیین شما پذیرفتم». (مائده (5): آیه 3).

[18]. از كسانی كه از این عصر با عنوان «ظهور صغری» یاد كرده است آیة‌الله مكارم شیرازی است. ر.ك: فصلنامه انتظار، شماره5، ص19، «ظهور صغرا و ظهور كبرا».

[19]. رحیم کارگر، فصلنامه انتظار، شماره 2، ص126.

[20]. «… و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الأصلاح فی بلادک فیأمن المظلومون من عبادک وتقام المعطلة من حدودک»؛ نهج البلاغه (با شرح عبده)، ج2، ص13؛ بحار الانوار، ج34، ص111؛ میزان الحکمة، ج1، ص132.

[21]. «‌طوبی لمن ادرک قائم اهل بیتی و هو یأتمّ به فی غیبته قبل قیامه و یتولیّ اولیائه و یعادی أعدائه ذاک من رفقائی و ذوی مودّتی و اکرم أمّتی علی یوم القیامه»؛ کمال‌الدین، ص286؛ غایة المرام، ج7، ص132؛ نورالثقلین، ج2، ص505؛ ینابیع المودة، ج3، ص396؛ بحار الانوار، ج51، ص72؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرج الشریف ، ج1، ص263.

[22]. ان قائمنا اذا قام مدالله عزوجلّ لشیعتنافی اسماعهم وابصارهم حتی لایكون بینهم و بین القائم برید، یكلمهم فیسمعون وینظرون الیه وهوفی مكانه؛ كافی، ج8، ص241؛ بحارالانوار، ج52، ص336، معجم احادیث الامام المهدی، ج4، ص 57.

[23]. « طوبی لشیعة قائمناالمنتظرین لظهوره فی غیبته والمطیعین له فی ظهوره»؛ شیخ صدوق، كمال الدین، همان، ص357؛ بحارالانوار، ج52، ص149؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج5، ص108.

[24]. «یفرق المهدی اصحابه فی جمیع البلدان ویأمرهم بالعدل و الاحسان ویجعلهم حكامافی الآقالیم»؛ روزگار رهائی، ج2، ص63.

 [25]ر.ك: دین و جهانی شدن، فرصت‌ها و چالش‌ها، ص319.

[26]. برای آگاهی بیشتر از نظریات مطرح در باب جهانی شدن، ر.ك: «جهانی شدن و دین، فرصت‌ها و چالش‌ها».



برچسب ها: اندیشة انتظار و جهانی‌شدن،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 مرداد 1388 توسط علیرضا حقده | نظرات ()

مِنجاة :

مِنجاة در معنای لغوی محل نجات باشد؛ یعنی هر که پناه به قرآن بَرَد، از آفت‏ها نجات یابَد، و به جای منجاة، لفظ نجات نیز وارد است و در نهایت، هر دو یکی است.

التماس دعا   

-------------------------

   

اهداف و نظرات نویسنده :

\\نشان دادن بینش مهدوی جوانان مهدوی در فضای مجازی ، ترویج مهدی باوری و مهدی یاوری در فضای ملتهب اینترنت \\ .

التماس دعا   

-------------------------

   

پیغام مدیر :

ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد عرض می كنم . امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده ی شما قرار گیرد . نقطه نظرات خود را برای بهبود وبلاگ مطرح نمایید .

متشكرم   

موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند ها
نظر سنجی
آمار سایت